تبليغاتX
سبزکویر
سبزکویر
به وبلاگ *سبزکویر*خوش آمدید
دنیای موبایل

بازی رسمي المپیک 2008 محصول Sega Mobile


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 29 مرداد1387ساعت 10:41 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

بلوتوث

بلوتوث چیست؟
از کجا آمده، به کجا می‌رود؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 مرداد1387ساعت 12:23 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

تبریک

*بسم رب النور*

فرارسیدن ماه بزرگ شعبان واعیادشعبانیه  بردوستداران اهل بیت علیهم السلام مبارک باد

التماس دعا...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 مرداد1387ساعت 8:19 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

جوانترین مدیر گوگل
جوانترين مدير شرکت گوگل

 

سالار کمانگر در سال 1999 از دانشگاه استانفورد در رشته بیولوژی فارغ‌التحصیل شد و در عرض 7 سال توانست به یکی از کارکنان کلیدی شرکت گوگل مبدل شود. در میان موفقیت‌های وی در این شرکت می‌توان به نوشتن نخستین پلان تجارتی و مشارکت در طراحی سیستم آگهی‌های گوگل Adwords اشاره کرد. سیستم آگهی‌های کلمه‌ای هوشمند گوگل ، یکی از رموز موفقیت تجاری این شرکت بوده است. سالار کمانگر 29 ساله ، در حال حاضر جوانترین مدیر گوگل محسوب می‌شود.
مجله معتبر BusinessWeek متن مصاحبه‌ای را که با کمانگر ترتیب داده بود ، منتشر کرد ، که توجه شما را به ترجمه این مصاحبه کوتاه جلب می‌کنم:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 12 مرداد1387ساعت 12:36 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

کلاه برداران بزرگ تاریخ...

کلاهبرداران بزرگ تاريخ!

 

1-ويكتور لوستيگ (Victor Lustig)

سلطان كلاهبرداران تاريخ، مردي كه برج ايفل را فروخت!، مسلط به پنج زبان زنده‌ دنيا، صاحب 45 اسم مستعار با سابقه بيش از 50 بار بازداشت آن هم فقط در كشور آمريكا، مردي كه مي‌توانست زيرك‌ترين قربانيانش را نيز گول بزند، در سال 1890 در بوهميا (كشور كنوني چك) در يك خانواده متوسط به دنيا آمد و در سال 1920 به آمريكا رفت. سالي كه بازار سهام به شدت رشد مي‌كرد و به نظر مي‌رسيد كه همه روز‌به‌روز پولدار‌تر مي‌شوند و لوستيگ آنجا بود كه از اين موضوع و سادگي آمريكايي‌ها سود برد.

در سال 1925 و پس از انجام چندين فقره كلاهبرداري بي‌عيب ونقص و پرسود، ويكتور به فرانسه و شهر پاريس رفت و در آنجا شاهكار خود را اجرا كرد. فروختن برج ايفل!

ايده اين كلاهبرداري بعد از خواندن يك مقاله كوچك در روزنامه به ذهن ويكتور رسيد. در اين مقاله آمده بود كه برج ايفل نياز به تعمير اساسي دارد و هزينه اين كار براي دولت كمرشكن خواهد بود.

دينگ! زنگي در سر ويكتور صدا كرد و بلافاصله دست به كار شد. ابتدا اسناد و مداركي تهيه كرد كه در آنها خود را به عنوان معاون رياست وزارت پست و تلگراف وقت جا زد و در نامه‌هايي با سربرگ‌هاي جعلي، شش تاجر آهن معروف را به جلسه‌اي دولتي و محرمانه در هتل كرئون( creon ) كه محلي شناخته شده براي قرار‌هاي ديپلماتيك و مهم بود، دعوت كرد.

شش تاجر سر وقت در سوئيت مجلل ويكتور حاضر بودند. ويكتور براي آنها توضيح داد كه دولت در شرايط بد مالي قرارگرفته است و تأمين هزينه‌هاي نگه‌داري برج ايفل عملاً از توان دولت خارج است. بنابراين او از طرف دولت مأموريت دارد كه در عين تألم و تأسف، برج ايفل را به فروش برساند و بهترين مشتريان به نظر دولت تجار امين و درستكار فرانسوي هستند و از ميان اين تجار شش نفر دعوت شده به جلسه مطمئن‌ترين افرادند. ويكتور تأكيد كرد به دليل احتمال مخالفت عمومي، اين مسئله تا زمان قطعي شدن معامله مخفي نگه داشته خواهد شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 5 مرداد1387ساعت 1:31 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

تو که آرام میخوانی قنوت گریه هایت رامیان ربنای سبز انگشتانت دعایم کن........مهدی جان
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ

پیوندهای روزانه
ای سی تی کمجان
دیرین.....ای عشق پاکم
نگین کویرما
غروب(ان هم )جمعه
تنها تر از خدا
آرشیو پیوندهای روزانه

نوشته های پیشین
آبان 1388
دی 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
تیر 1386

پیوندها
وبلاگ رباط پشت بادا م
ساحل افتاده(امام غایب)
باشگاه خبرنگاران جوان
هفته نامه ایینه
google
روزنامه افتاب یزد
اوای ازاد
ابرنا
برنا نیوز
مجمع وبلاگ تویسان مهدوی
روستای درند (ببینید)
تبلیغات از نوع شیشه ای
صندوق مهر امام رضا(ع)
شهرام ناظری
موزه عبرت ایران
مسافر غریب
آزادی اندیشه وفکر
درباره حقوق بیشتر بدانیم
م ح م د

  RSS 

POWERED BY: BLOGFA.COM