مولا هنوز مظلومی...؟

حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
ستار گلمکانی صاحب بزرگترین
بنگاه ملک و ماشین شهر
۱ماه تکیه راه می اندازد
و خودش در روز تاسوعا
سر مردم گل می مالد
و ۱۱ ماه هم سرشان شیره!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
قدرت سامورایی!
شب ها در تکیه لخت می شود
و میانداری می کند
و روزها مردم را لخت می کند
و زورگیری ...!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
فرشید پوسترهای گلزار و مهناز افشار
را از بساطش جمع می کند
وآخرین ورژن! پوسترهای علی اکبر (ع)
و حضرت عباس (ع)
را در بساطش پهن ...!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
آقای صولتی
تا پایان اربعین تمام پاساژش
را سیاه می کند
و تا آخر سال هم مشتری هایش را!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
قادر روزهای تاسوعا و عاشورا
قمه می زند و علم می کشد
ولی در ماه رمضان
سیگار ازلبش نمی افتد!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
سیامک چشم چران!
که پاتوقش همیشه خدا
نزدیک مدارس دخترانه است
در دسته جات عزاداری
اسفند دود می کند!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
نیما پشت ماکسیمایش می نویسد
"من سگ کوی حسینم"
ولی هیچ وقت از چارلی!
سگ ۱۱ماهه اش دور نمی شود!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
حاج مجید مداح معروف شهر
بابت ۷ ساعت مداحی
حقوق ۵۰ روز
یک کارگر را می گیرد!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
جباری رییس شرکت
لبنیات شیر تو شیر!
۳۰شب شیر صلواتی
به خلق خدا می دهد
و ۳۳۵ روزهم
با اضافه کردن آب
شیرشان را می دوشد!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
به جای آنکه ما
بر مصیبت مولا بگرییم
مولا بر مصیبت ما می گرید!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
حاج آقا کلامی
۹شب مردم را به تقوی دعوت می کند
ولی در شب دهم
سر زود پایین آمدن از منبر
با هیت امنا دعوی می کند!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
هیت امنای مسجد ...علیه السلام!
درست وقت اذان ظهر عاشورا
اطعام عزاداران را شروع می کنند
و بعد از آن با انرژی و فلوت!
سینه می زنند و گریه می کنند !
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
کل یوم عاشورا
یعنی...۱۰ روز و شب ...غم گریه
کل ارض کربلا
یعنی...چند مسجد و چند تکیه !
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی خورشید
عصر عاشورا غروب کرد
او هم می رود
تا سال بعد !
تا یاد بعد!
+
نوشته شده در پنجشنبه 27 دی1386ساعت 11:8 قبل از ظهر  توسط مهدی
|
|
>اولين تيري که به طرف خيام امام حسين (ع) رها شد |
.gif) |
|
اولين تيري که به طرف خيام امام حسين (ع) رها شد |
|
در روز عاشورا مقداري از رذالتهاي عمرسعد، معلول اين بود که فکر ميکرد ممکن است گزارشهاي گذشته به ابنزياد رسيده باشد که عمرسعد، تعلل ميورزد و يک مقدار هواخواه حسين بوده است. لذا براي اين که خودش را از روسياهي نزد ابنزياد بيرون بياورد، يک سلسله رذالتها کرد؛ براي اينکه آنها را براي اينزياد نقل کنند، وقتي که دو طرف در مقابل يکديگر ايستادند، به تيراندازهاي خود گفت: آماده باشيد. همه آماده شدند. اولين کسي که تير را به کمان کرد و به طرف خيام حسيني انداخت، خود او بود. بعد فرياد زد: « ايها الناس، همه نزد عبيدالله زياد شهادت بدهيد که اول کسي که به طرف حسين تير انداخت، من بودم !
| |
+
نوشته شده در سه شنبه 25 دی1386ساعت 4:25 بعد از ظهر  توسط مهدی
|
+
نوشته شده در سه شنبه 25 دی1386ساعت 4:0 بعد از ظهر  توسط مهدی
|
| روز درخشان ديگري درتاريخ ايرانيان |
|
پانزدهم ژانويه سال 946 ميلادي (25 ديماه) احمد ديلمي (معزالدوله) بغداد را متصرف شد، المستكفي بيست و دومين خليفه عباسي را بركنار كرد و با اين اقدام حكومت سراسر ايران بار ديگر در دست ايرانيان قرار گرفت و تجديد حاكميت ملّي كه مرداني چون ماكان و مرداويز از مازندران و ديلمان، بابك خرمدين از آذربايجان، سيستاني ها (ايرانيان خاوري كه امروز افغان خوانده مي شوند) به ويژه صفاريان، خراساني ها به ويژه سامانيان و ... در راهش تلاش كرده و جان باخته بودند به تحقق پيوست. علي، احمد و حسن ديلمي پسران بويه از پيروان و دستياران «مرداويز» قهرمان ملّي ما بودند كه آرزوها و انديشه هاي وي را دنبال كردند. بوئيان «شيعه اثني عشري» را با ناسيوناليسم ايراني در آميختند تا ميهن آنان ماهيتي كاملا مستقل داشته باشد؛ درست به همان گونه كه آئين زرتشت ستون ناسيوناليسم ايراني در دوران ساسانيان بود. احمد از سوي برادر خود علي ديلمي مامور پس گرفتن خوزستان و تصرف بغداد بود كه به انجام هر دو ماموريت موفق شد. احمد چون شنيد كه خليفه بركنار شده از دسيسه دست بر نداشته دستور مجازات اورا داد كه حكم به نابيناشدن او داده شد تا نتواند توطئه كند و اين حكم كه احمد شخصا در تعيين نوع مجازات مداخله نداشت به اجرا درآمد. تاريخ نگاران اروپايي 15 ژانويه 946 ميلادي (پس گرفتن پايتخت امپراتوري باستاني ايران ـ فتح مقر خليفه عباسي) را براي ايرانيان روزي بزرگ نوشته اند، روزي درخشان همانند روزي كه كوروش ايجاد ايران را اعلام داشت و روزي كه اشكانيان مقدونيهاي اشغالگر (جانشينان اسكندر) را به مديترانه ريختند. مقدوني ها «سلوكيه» را در كنار دجله ساخته بودند تا از آنجا بر آسياي غربي حكومت و نظارت كنند كه اشكانيان پس از بيرون راندن آنان از آسيا، تيسفون (مداين ـ واقع در 36 كيلومتري جنوب بغداد امروز) را در سوي ديگر دجله ساختند و دو دولت اشكاني و ساساني ايران حدود هزار سال از اين شهر بر امپراتوري پهناورشان حكومت كردند و مانع پيشروي اروپاييان (روميان) در آسيا شدند. هر دو دودمان خطر نزديك بودن به مرز رقيب (امپراتوري غرب = روم ) را تحمل كردند و پايتخت را از تيسفون به يك شهر مركزي انتقال ندادند. بغداد در دسامبر سال 1534 از دست ايران خارج شد و موقتا به تصرف سلطان سليمان امپراتور عثماني افتاد كه خود را خليفه مسلمين مي خواند و بغداد را براي اثبات ادعاي خود لازم داشت. دولت صفويه ايران بعدا بغداد را از عثماني ها پس گرفت و در آنجا يك پادگان ثابت به وجود آورد و يك واحد نظامي نيرومند مستقر ساخت. جنگ متناوب ايران و عثماني بر سر بغداد دو قرن طول كشيد و در زمان نادر شاه مصالحه صورت گرفت؛ ايران از دعاوي خود بر بغداد دست كشيد و عثماني حاكميت ايران بر ايروان (پايتخت كنوني ارمنستان) و همه قفقاز جنوبي را برسميت شناخت. |
+
نوشته شده در سه شنبه 25 دی1386ساعت 3:18 بعد از ظهر  توسط مهدی
|
+
نوشته شده در دوشنبه 24 دی1386ساعت 4:35 بعد از ظهر  توسط مهدی
|
+
نوشته شده در سه شنبه 18 دی1386ساعت 9:46 قبل از ظهر  توسط مهدی
|
|
 |
| روزي که مظفرالدين شاه قاجار درگذشت - دوران او در يک نگاه |
|

|
| مظفرالدين شاه |
مظفرالدين شاه قاجار هشتم ژانويه 1907(هجدهم ديماه سال 1285 خورشيدي) و ده روز پس از امضاي نظام نامه مشروطيت (قانون اساسي كه عمدتا از قانون اساسي بلژيك ترجمه شده بود) در 54 سالگي، ظاهرا از بيماري سل درگذشت و ده روز بعد پسرش محمدعلي ميرزا تاجگذاري كرد و شاه شد؛ بدون اين كه از نمايندگان مجلس شوراي ملي براي شركت در اين مراسم دعوت بعمل آورد. مظفرالدين شاه كه مانند پدرش و عمدتا با استقراض پول با بهره سنگين از بيگانه (روسيه و انگلستان) سه بار (در سالهاي 1900، 1902 و 19005) به سفر اروپا رفته بود! داراي شش پسر و 18 دختر بود. وي پس از قتل پدرش ناصرالدين شاه به دست ميرزا رضاي كرماني در سال 1896 ميلادي به شاهي رسيده بود. مظفرالدين شاه قاجار 35 سال وليعهد بود و در تبريز مي زيست و در نتيجه به دور از بازي هاي سياسي تهران و كسب تجربه. در زمان سلطنت او نيز كه مردي كارآمد نبود مقامات كشوري و لشكري همان ها و از همان خانواده هاي انگشت شمار بودند كه در زمان ناصرالدين شاه و پدر او محمد شاه بركرسي رياست مي نشستند؛ واجد شرايط لازم براي مديريت سازمانهاي عمومي نبودند، دلواپسي وضعيت مردم (عوام الناس) و دلسوزي براي كشور نداشتند، داراي حرمسرا و املاك شخصي و تشريفات بودند و بيشتر وقت خود صرف آن امور و رقابت و دشمني با يكديگر مي كردند، داراي خصلتي خود خواه و مستبد بودند، امتياز طبقاتي و داشتن مقام و منزلت را يك حق طبيعي براي خود مي پنداشتند، زير نفوذ دولتهاي استعمارگر وقت قرار داشتند و مرعوب آنها بودند، و به همين دلايل وضعيت كشور - در جهاني كه چهار نعل به پيش مي رفت، هميشه درحالت پس رفتن بود. قرارداد انحصار نفت «دارسي» براي مدت 60 سال در زمان مظفرالدين شاه امضا شد كه نفت ما بعدا دربست در اختيار انگلستان قرار گرفت و .... | | |
+
نوشته شده در سه شنبه 18 دی1386ساعت 9:40 قبل از ظهر  توسط مهدی
|
طویلترین پل ارتباطی دنیا با طول 32/5 کیلومتر در چین

بزرگترین قصر دنیا در رومانی
بزرگترين دستگاه حفر کانال و راهسازي دنیا در آلمان
بزرگترین تالار دنیا در ژاپن با ظرفیت داخلی 18 هزار نفر
بزرگترین اتوبوس دنیا با گنجایش 170 مسافر
بلندترین مجسمه دنیا – مجسمه مسیح - در برزیل
بزرگترین مرکز خرید دنیا در چین
+
نوشته شده در سه شنبه 11 دی1386ساعت 9:41 قبل از ظهر  توسط مهدی
|
دستگاه پخش اتومبیل با قابلیت خواندن کارت های حافظه به جای CD

کمپانی Blaupunkt دستگاه پخشی را برای اتومبیل ارائه کرده که به جای CD کارت های حافظه SD می خورد. وقت آن رسیده که با نگه داری تعداد زیادی CD در اتومبیل خداحافظی کنیم و به جای آن یک کارت حافظه داشته باشیم. این پخش انواع کارت SD و MMC را میخواند. و البته طراحان آن فراموش نکرده اند که قابلیت اتصال USB به انواع دستگاه های قابل حمل را به آن اضافه کنند تا با خیال راحت mp3player خود را به آن وصل کنید و موسیقی مورد علاقه خود را گوش دهید. این دستگاه که با قیمت 160 دلار عرضه شده قابلیت خواندن فایل های روی هارد های قابل حمل USB را نیز دارد. بنابراین خیلی راحت میتوانید یک هارد 320 گیگابایتی را به آن متصل کنید و تا آخر عمر در جاده در حال رانندگی به موسیقی گوش کنید بدون اینکه آهنگ تکراری بشنوید. البته اگر به اندازه ی کافی بنزین و کارت سوخت داشته باشید.
+
نوشته شده در پنجشنبه 6 دی1386ساعت 1:26 بعد از ظهر  توسط مهدی
|
برنامه فارسی اذان گوی بلال
برنامه اذان گوی بلال به صورت رایگان از سوی بنیاد علوم و معارف اسلامی برای گوشی های تلفن همراه عرضه شده است و برای اولین بار در نمايشگاه بين المللی قرآن کريم برای استفاده عموم مردم به نمايش گذاشته شد. این برنامه ی فارسی قابلیت های فوق العاده ای دارد که در زیر به معرفی چندی از این قابلیت ها میپردازیم.
قابلیت های برنامه :
- پخش اذان به صورت اتوماتیک
- قابلیت هشدار برای بیداری قبل از اذان و یا طلوع آفتاب
- قابلیت پخش 2 نوع اذان
- امکان نمایش اوقات شرعی بیش از 30 شهر از کشورمان در صفحه نمایش
- قابلیت تنظیم برای اکثر شهر ها
این برنامه به صورت جاوا میباشد و بر روی اکثر گوشی هائی که جاوا پشتیبانی میکند قابل نصب میباشد.
لينک دانلود
رمز فايل: ندارد
براي دانلود، روي لينکهاي بالا کليک سمت راست کرده و Save Target As را بزنيد.
نکته: فایل مورد نظر بصورت فشرده با پسوند های Zip یا Rar میباشد. لذا بعد از دریافت فایل ، آن را از حالت فشرده خارج و سپس با استفاده از دستگاه بلوتوث یا کابل و یا دستگاه کارت ریدر برروی گوشی موبایل خود Install نمایید
+
نوشته شده در پنجشنبه 6 دی1386ساعت 12:48 بعد از ظهر  توسط مهدی
|
الهی! هر که را عقل دادی چه ندادی،
و هر که را عقل ندادی چه دادی ؟
خدايا من کيستم که بر درگاه تو زارم يا قصه درد خود بتو پردازم.
در عشق تو من کيم که در منزل من از وصل رخت گلی دمد بر گل من .
الهی ای راهنما به کرم ، فروماندم در حيرت يکدم ، آن کدام است ؟ دمی که نه حوا در آن گنجد نه آدم .
اگر من دم بيابم چون من کيست ؟ بيچاره زنده ای که بی نفسش بايد زيست .
الهی از جودتو هر مفلسی را نصيبی و از کرم تو هر دردمندی را طبيبی و از رحمت تو هر کسی را سهمی .
بگذار تا داستان درد خود بتو پردازم ، بر درگاه تو ميزارم و به اميد تو می نازم ، يک نظر در من نگر تا دو گيتی به آب اندازم .
مهر تو به مهر خاتم ندهم ...
وصلت به دم مسيح مريم ندهم ...
عشقت به هزار باغ خرم ندهم ...
يک دم غم تو به هر دو عالم ندهم ...
الهی هر چند ما گنهکاريم تو غفاری ، هر چند ما زشت کاريم تو ستاری ...
الهی گنج فضل تو داری و بی نظير و بی ياری ، ما را سزاست که خطاهای ما را در گذاری.
الهی به نشانت بينندگانيم ، به نامت زندگانيم ، به فضلت شادانيم ، به مهرت نازانيم ...
از جام مهر تو مست مایيم ، صيد عشق تو در دام مایيم ...
زنجير معنبر تو دام دل ماست .
عنبر ز نسيم او غلام دل ماست .
در عشق تو چون خطی بنام دل ماست .
گویی که همه جهان بکام دل ماست .
الهی دانی که من به خود و به اين ورزم و نه به کفايت خود شمع هدايت افروزم ...
از من چه آيد ؟ و از کردار من چه گشايد ، طاعت من به توفيق تو ، خدمت به هدايت تو ...
توبه من به رعايت تو ، شکر من به انعام تو ، ذکر من به الهام تو ...
همه تویی ، من کيم ؟ اگر فضل تو نباشد من بر چه ام ؟
الهی ، اگر تو مرا خواستی ، من آن خواستم که تو خواستی و آن خواهم که تو خواهی ...
آمین ...
+
نوشته شده در چهارشنبه 5 دی1386ساعت 1:16 بعد از ظهر  توسط مهدی
|
فرهاد کوهکن چینیها

داستان عشق عجیب و غریب یک مرد و زن چینی، اخیرا رسانهای شده است و توجه زیادی به خود جلب کرده است.
بیش از پنجاه سال پیش، «لیو» که یک جوان 19 ساله بود، عاشق یک زن 29 ساله بیوه به نام «ژو» شد. در آن زمان عشق یک مرد جوان به یک زن مسنتر، غیراخلاقی بود و پسندیده نبود.
برای جلوگیری از شایعات این زوج تصمیم گرفتند، فرار کنند و در غاری در استان ژیانگجین زندگی کنند. در اول زندگی مشترک آنها بیچیز بودند، نه دسترسی به برق داشتند و نه غذایی، طوری که مجبور بودند از گیاهان و ریشه درختان تعذیه کنند و روشنایی خود را با یک چراغ نفتی تأمین کنند.
در دومین سال زندگی مشترک، «لیو»، کار خارخالعادهای را شروع کرد، او با دست خالی شروع به کندن پلکانهایی در دل کوه کرد، تا همسرش بتواند به آسانی از کوه پایین بیاید، او این کار را پنجاه سال ادامه داد.
نیم قرن بعد در سال 2001، گروهی از مکتشفین، در کمال تعجب این زوج پیر را همراه شش هزار پله کنده شده با دست پیدا کردند.
هفته پیش «لیو» در 72 سالگی در کنار همسرش فوت کرد. «ژو» روزهای زیادی در کنار تابوت همسرش سوگوار بود.
دولت چین تصمیم گرفته که «پلکان عشق» و محل زندگی این زوج را حفظ کند و آن را تبدیل به یک موزه کند.
+
نوشته شده در چهارشنبه 5 دی1386ساعت 1:11 بعد از ظهر  توسط مهدی
|
| پشت صحنه اسلام ستيزي در رسانه هاي اروپايي |
گزارش تحليلي «كيهان» از پروژه جديد ناتوي فرهنگي در هلند
اين راديو در يكي از مجموعه برنامه هاي «جنسيت و جامعه» در هفتم خرداد 1386، به بازگويي روابط جنسي نامشروع در ميان كارمندان ماهنامه كيان (كه عبدالكريم سروش پدر معنوي و ماشاءالله شمس الواعظين، سردبير آن بود) در دفتر آن نشريه پرداخت. در آن گزارش، «ب.ر» گرافيست ماهنامه «كيان»، صراحتاً از تمايل بيمارگونه اش به زن شوهرداري كه او نيز از اعضاء تحريريه ماهنامه «كيان» بود پرده برداشت. اين زن (م.م.ر) نيز كه با وقاحتي بي مانند در اين گفت وگوي راديويي به عنوان كارگردان حضور داشت، يك پادوي سازمان جاسوسي سيا است كه پس از همكاري با ماهنامه «كيان»، به روزنامه «انتخاب» (ارگان رسمي دفتر تبليغات اسلامي قم) رفت و در ابتداي دهه هشتاد، به پراگ گريخت و در راديو فردا (ارگان سازمان جاسوسي سيا) مشغول به كار شد.
او اكنون از سردبيران «راديو زمانه» است و شوهرش، مهدي خلجي، نيز كه يك طلبه و از نويسندگان «فصلنامه نقد و نظر» (درهنگام مديريت محمد مهدي فقيهي) بود، در «انستيتو تحقيقاتي واشنگتن براي سياست خاور نزديك»، كه از كارگزاران لابي اسرائيل در ايالات متحده (آيپك) است، كار مي كند. در هيات مشاوران اين انستيتو، مقامات صهيونيست سياسي و امنيتي ايالات متحده، مانند جيمز ولسلي (رئيس سابق سازمان سيا) پل ولفويتز، ريچارد پرل، وارن كريستوفر (وزير سابق دفاع)، الگساندر هيگ (وزير سابق خارجه)، جورج شولتز (وزير سابق خارجه)، جيمز روش (رئيس سابق نيروي هوايي ارتش)، و ساموئل لوييس (سفير سابق آمريكا در اسراييل) حضور دارند.
+
نوشته شده در چهارشنبه 5 دی1386ساعت 12:39 بعد از ظهر  توسط مهدی
|
صورت جهيزيّه اى كه ياران پيامبر(ص)با آن وجه مختصر براى يگانه دختر پيامبر(ص)تهيّه كردند به اين ترتيب بود:
1ـ يك فرش مصرى كه داخل آن پشم بود
2ـ يك سفره چرمى
3ـ يك متّكاى چرمى كه داخل آن ليف درخت خرما بود
4ـ يك عباى خيبرى
5ـ يك مشك آب
6ـ چند كوزه
7ـ چند ظرف و كاسه سفالين
8ـ يك ظرف براى آب و آب كشى (مطهره)
9ـ يك پرده نازك پشمى
اين بود مجموعه جهيزيّه زهرا(س) طبق روايت
+
نوشته شده در چهارشنبه 5 دی1386ساعت 12:2 بعد از ظهر  توسط مهدی
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 5 دی1386ساعت 11:39 قبل از ظهر  توسط مهدی
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 5 دی1386ساعت 11:32 قبل از ظهر  توسط مهدی
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 5 دی1386ساعت 10:33 قبل از ظهر  توسط مهدی
|
یادی از گذشته های غبار آلود!

تير ۱۳۲۰و رژه هنگ ژاندارمري قزوين

اين عكس بي نظير كه شايد براي اولين بار در اينترنت به نمايش گذاشته مي شود متعلق به چهارروز پس از كودتاي ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ است و اتومبيل حامل شاه را به هنگام ورود به تهران نشان مي دهد .از نكات جالب تصوير آيت ا...كاشاني است كه در مسير وي خودنمايي مي كند.

این تصویر بی نظیر هم که برای اولین بار به نمایش گذاشته می شود مظفرالدین شاه قاجار را به همراه پیشکار مخصوص در حال قدم زدن در کنار رودخانه «کاری لوواری» فرانسه نشان می دهد.این سفرها برای اخذ تمدن !!صورت می گرفت
+
نوشته شده در چهارشنبه 5 دی1386ساعت 10:31 قبل از ظهر  توسط مهدی
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 5 دی1386ساعت 10:22 قبل از ظهر  توسط مهدی
|
... و به اين آساني در روزي چون امروز شوروي 69 ساله ازميان رفت |
|

|
| بگو، ازهمينجا بگو که شوروي منحل شد! |
بيست و پنجم دسامبر سال 1991 بوريس يلتسين به كاخ كرملين رفت و به گورباچف (رهبر شوروي) گفت كه اتحاد جماهير شوروي منحل شده و او ديگر سمتي ندارد. اندکي بعد گورباچف در يك نطق كوتاه راديو تلويزيوني گفت كه با انحلال شوروي به اين صورت قاعدتا نمي تواند موافق باشد ولي چون در برابر عمل انجام شده قرار گرفته است چاره ديگري (جز قبول) ندارد!. به اين ترتيب يک امپراتوري بزرگ با آن همه دندان اتمي ـ موشکي، دهها هزار تانک، صدها زيردريايي و پيشرفتهاي فضايي همانند برف بر شيرواني داغ ذوب شد و از ميان رفت، بدون اين که رفراندم برگذار و نظر مردم اتحاديه استعلام شده باشد كه بزرگترين معماي تاريخ بشر شده است. اين جمهوري ها، قرن ها با هم امپراتوري روسيه را تشكيل مي دادند. با اين كه دوماي روسيه انحلال شوروي را به آن ترتيب غير قانوني اعلام كرده، هنوز درباره اين مصوبه اقدامي صورت نگرفته است. انحلال اتحاد شوروي 69 ساله مركب از 15 كشور باور كردني نبود. يلتسين، شوشکويچ و کرافچوک سران جمهوري هاي (اسما) روسيه، اوكراين و بلاروس هفتم دسامبر در يك محفل خصوصي در استراحتگاه «بلوژفسکايا» واقع در بلاروس تصميم به انحلال شوروي گرفته بودند. مورخان عقب نشيني هاي گورباچف (سهوي و يا تعمدي) در برابر آمريكا در دهه 1980 را عامل عمده انحلال شوروي دانسته اند. به علاوه، نوشته اند كه شوروي پس از درگذشت لنين نتوانست از طريق مدارس و رسانه هاي خود كه در دست دولت بودند، سوسياليسم را در مغز و قلب نسل هاي تازه جاي دهد. آموزشگران كمونيست با دم زدن از انترناسيوناليسم، ميهندوستي روس ها را هم تضعيف كردند كه 15 سال پس از انحلال شوروي، بارديگر كم و بيش تجديد حيات كرده است و غرب از همين ناسيوناليسم روس به هراس افتاده است. همچنين رفتار و روش زندگاني (لوكس گرايي) مقامات شوروي پس از استالين، با آموزش هاي ماركس و لنين مطابقت نمي كرد و عكس آنها بود، و چاپلوسي در كرملين رواج داشت. |
|
|
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 5 دی1386ساعت 9:54 قبل از ظهر  توسط مهدی
|
مولاي غريب شيعه ! سالهاست كه چشمانتظاريم؛ دلتنگ ديدارت؛ يعني ما را آن لياقت است كه روزي قامت بلندت را ببينيم كه ساده و بيآلايش در كوچههاي شهرمان قدم ميزني و به حرف دلمان گوش ميسپاري و قضات عالم دست حيرت بر لب ميگزند و در محضرت كلاس اول دادگري را ميآموزند.
مولاي غريب شيعه ميدانم كه رهسپاري، رهسپار ديار حج، كي ميشود كه از آن جا در كنار كعبه همان جا كه اميرمؤمنان (ع) در كنار پيامبر (ص) استاده بود، بايستي و فرياد برآوري: « انا المهدي (عج) » و جهان يكپارچه زير و رو شود.
مولاي غريب شيعه ! دلمان گرفته است؛ دلتنگ هستيم؛ ميترسيم صدايمان را نشنوي.
آقاجان عرفه نزديك است و به يقين ميدانيم كه قدمهايت سرزمين عرفه را تبرّك خواهد ساخت؛ آقا تو را به جان جدّهات زهرا (س) برايمان دعا كن، نكند در اين برهوت دنيا گمراه شويم؛
مولاي غريب شيعه ! ما گرفتار توايم؛ تنهاييم و در بيكسي غوطهور. آقاجان مباد آن روز كه تو ما را به حال خود بگذاري و رهايمان كني تا بيش از اين در گرداب گناهان غوطهور شويم.
مولاي غريب شيعه ! چشم و چراغ پيروان حيدر كرّار، عرفه نزديك است و ما قوم گنهكار، محتاج دعاي توييم.
خدايا تو را قسم ميدهيم به مناجات امام عصر (عج) در صحراي عرفات كه ظهور آقايمان را نزديك بگردان.
يابنالحسن (عج)
ما هنوز چشم به راه تو هستيم ...
+
نوشته شده در سه شنبه 4 دی1386ساعت 4:46 بعد از ظهر  توسط مهدی
|
کساني که به طرف عقربهاي ساعت امضاء ميكنند انسانهاي منطقي هستند
كساني كه بر عكس عقربههاي ساعت امضاء ميكنند دير منطق را قبول ميكنند و بيشتر غير منطقي هستند
كساني كه از خطوط عمودي استفاده ميكنند لجاجت و پافشاري در امور دارند
كساني كه از خطوط افقي استفاده ميكنند انسانهاي منظّم هستند
كساني ك با فشار امضاء ميكنند در كودكي سختي كشيدهاند
كساني كه پيچيده امضاء ميكنند شكّاك هستند
كساني كه در امضاي خود اسم و فاميل مينويسند خودشان را در فاميل برتر ميدانند
كساني كه در امضاي خود فاميل مينويسند داراي منزلت هستند
كساني كه اسمشان را مينويسند و روي اسمشان خط ميزنند شخصيت خود را نشناختهاند
كساني كه به حالت دايره و بيضي امضاء ميكنند ، كساني هستند كه ميخواهند به قله برسند.
شما جزو کدام دسته اید؟
+
نوشته شده در دوشنبه 3 دی1386ساعت 4:46 بعد از ظهر  توسط مهدی
|
درباره عادل بيشتر بدانيم
اين پسر عاشق فوتبال در سال 1353 درغرب تهران، خيابان گيشا به دنيا آمد. پدرش مهندس برق و يك خواهر و يك برادر فرزندان پس از عادل هستند. آنها اصليتي كرماني دارند.
دوران دبستانش را در مدرسه ذوقي، راهنمايي را در مدرسه طالقاني و در نهايت دبيرستان را در دبيرستان معروف تهران، يعني البرز گذراند...
بچه بسيار درسخواني بود، تا جايي كه ديپلم خود را با معدل بالاي 18 گرفت... از همان زمان كودكي علاقهاي وافر به فوتبال داشت. ابتدا والدينش فكر ميكردند كه او ميرود در كوچه و خيابان فوتبال بازي ميكند و از درس غافل ميماند، اما زمانه طوري ديگري شد. او با يك رتبه خوب در دانشگاه صنعتي شريف دررشته مهندسي صنايع قبول شد و تحصيلاتش را تا پايان دوره فوق ليسانس ادامه داد... از طرفي او عاشق زبان انگليسي بود، بهطور حتم ميپرسيد، چهطور؟ برايتان خواهم گفت.
همانطور كه از دوران كودكي علاقه عجيبي به فوتبال داشت به زبان انگليسي هم عشق ميورزيد. شايد فكر نميكرد روزي همين زبان، باعث ميشود كه پلههاي ترقي را طي كند. از كلاس اول دبيرستان در كلاسهاي زبان نامنويسي كرد،
سال سوم دانشگاه بود كه تمامي كلاسهايش به پايان رسيد. او كلاسهاي استادياش را هم قبول شد... از همان دوران نوجواني، مجلات شوت و مچ انگليس را هر هفته از ميدان انقلاب تهيه ميكرد و ميخواند؛ مطالبي كه در رابطه با ليگ فوتبال انگليس بود. شايد دلايل علاقهمندياش به فوتبال انگليس، همان مجلاتي باشد كه شب و روزش را گرفته بود. از هر جا كه ميتوانست اطلاعات كسب ميكرد، ليورپول را خيلي دوست داشت، اين را همكارانش در ابرار ورزشي كه اولين روزنامه ورزشي كشور بود ميگويند.
ميگويد: از آنجا كه به زبانم اطمينان داشتم يك روز به سردبير وقت ابرار ورزشي كه «اردشير لارودي» بود، گفتم: به فوتبال علاقه دارم، ميخواهم همكاري كنم. گفت: در چه زمينهاي، گفتم: ترجمه... يك متني به من داد و خداحافظي كرد، فردا رفتم دفتر روزنامه، كارم را تحويل دادم و همين شد كه همكاريام با ابرار آغاز شد. آن زمان سال سوم دانشگاه بودم..
. او دوست داشت هر چه زودتر استعدادهايش را در تلويزيون به نمايش بگذارد، مردي كه زياد از فوتبال جهان ميدانست چند دفعه تست داد، اما گفتند «صدات هنوز پخته نيست» و سرانجام قبول شد. مدتي فقط صدايش روي تصاوير فوتبال بود، آن هم برنامههاي منتخب ورزشي كه فوتبال آرشيوي از شبكه سوم پخش ميكرد، فوتبالهاي اروپايي...
اما او كمكم استعدادهايش را نمايان كرد تا سرانجام تصوير او هم ديده شد و براي پخش مستقيم فوتبالهاي باشگاهي، سر از ورزشگاهها درآورد... و ديگر كار در دنياي مطبوعات را رها كرد.
دوستان سابقش ميدانند كه او در نوجواني و كودكي طرفدار چه تيمي بود؟ اما حالا او به واقع بيطرف است، ميگويد: «شايد باورش براي خيليها مشكل باشد، اما من در حال حاضر... نه پرسپوليسيام و نه استقلالي... من بيطرفم، چرا كه شغلم ايجاب ميكند
بيطرف باشم» اگر چه خيليها او را متهم به طرفداري از تيم خاصي ميكنند، اما به واقع اين گونه نيست... داشتيم از زبان انگليسي او ميگفتيم. او درست مانند گزارشگرياش آنقدر پشتكار از خود نشان داد كه توانست به درجه استادي در دانشگاه برسد، حال تصور كنيد كه در ابتداي كلاس، شاگردانش او را چهطور در رابطه با فوتبال سوالپيچ ميكنند...
شاگردانش ميگويند، عادل استاد مهرباني است، پس از پايان هر كلاس با حوصله و دقت پاسخگوي پرسشهاي شاگردانش ميشود...
فوتبال تمام زندگياش است، اما براي خانواده هم اهميت بسياري قائل ميشود. با همسرش در دانشگاه آشنا ميشود و همسرش هم پذيرفته كه عشق به فوتبال را از عادل نميتواند دور كند، او هم بهخاطر چند سال زندگي كردن با عادل، حال براي خودش يك مفسر كامل است، چرا كه در خانه آنها، هر روز حرف فوتبال است...
و اما برنامه نود! عادل، نود را خيلي دوست دارد، چرا كه اين برنامه زاييده فكر اوست؛ برنامهاي چالشي كه توانست به خوبي در دل علاقهمندان به فوتبال جا خوش كند. كمتر علاقهمند به فوتبالي پيدا ميكنيد كه دوشنبه شبها، خواب را به برنامه او ترجيح دهد...
اجراي خوب او و همچنين ركگويي در اجرا باعث شده كه نود بهترين برنامه ورزشي طي سالهاي اخير نام بگيرد... برنامهاي كه سري جديد آن هشتمين سال حضور اين برنامه موفق در تلويزيون است. براي عادل و ديگر دستاندركاران برنامه نود و شخص آقاي «زماني» مدير گروه ورزش شبكه سوم سيما آرزوي موفقيت ميكنيم. عادل ميگويد: اگر حمايتهاي ايشان و آقاي «پورمحمدي» مدير شبكه سوم نبود، شايد نميتوانستيم، «نود» را به خواستههاي خود و مردم نزديك كنيم، از هر دويشان سپاسگزارم.
+
نوشته شده در دوشنبه 3 دی1386ساعت 4:29 بعد از ظهر  توسط مهدی
|
+
نوشته شده در دوشنبه 3 دی1386ساعت 4:17 بعد از ظهر  توسط مهدی
|
|
مولایم!
می خواهند که تو نباشی
می گویند نبودنت به نفع همه است
اصلا می گویند نیایی بهتر است!
اما جانم!
اگر تو نیایی مرا چه می شود؟
می گویند: افسانه ای بوده ای که من باورت کرده ام
اما مولای من!
می دانم که اینگونه نیست، هست؟
می دانم که به زودی می آیی، نمی آیی؟
بگو خموش شوند، که دیگر شنواییم را یارای شنیدن نیست
دیگر رسوایت هستم، رسوایت شده ام
بگذار هر چه می خواهند سنگم زنند
مولای مهربان شبگرد کوچه های غریبی!
آنقدر بر سر راهت می نشینم
تا شبی از شب های تنهایی
شبی که ببینی دیگر یتیمی بی نان شب نمانده و همه را تو نان دادی
آن شب، بر سر راهت یتیمی می کنم
آنقدر که بدانی به نان شبم محتاجم
آنقدر که قرص نانی برایم بیاوری
و من به پایت بیفتم
و گوشه ای از عبایت را
که بوی ردای محمد (ص) می دهد
ببویم و ببوسم و بر دیده نهم
می بینم آنروز که بر میدان شهر ایستاده ای
و دادخواهیمان را پاسخ می گویی
آنروز حتما این دیوانه ات را می بینی
دیوانه ای که حکمش داده اند و دورادور شهر می گردانندش و عاقلان سنگش می زنند
آنروز به دور تو می گردم
که همه سنگم می زنند، جز تو
می گویند صبر کن!
اما می ترسم، می ترسم از این که در این نامردمی ها، صبر نیز بر من خیانت کند.
بر سر کوچه یتیمی می نشینم
مولایم!
یتیمی بی نان مانده، نمی آیی؟
دعاگویتان هستم. |
+
نوشته شده در دوشنبه 3 دی1386ساعت 1:9 بعد از ظهر  توسط مهدی
|
صدها نفربرای بارش باران دعاکردند...
غافل از انکه خدابا کودکی است که
چکمه هایش سوراخ است

+
نوشته شده در دوشنبه 3 دی1386ساعت 1:0 بعد از ظهر  توسط مهدی
|
عید
پرشکوه
غدیر
تهنیت
باد
+
نوشته شده در دوشنبه 3 دی1386ساعت 12:20 بعد از ظهر  توسط مهدی
|
اين روستا دراستان يزد قرار دارد..نام اين روستا (درند) به زبان محلي و به زبان فارسي (ديرين)و قدمت اين روستا به 2500سال قبل ميرسد.. يكي از جاذبه هاي طبيعي اين روستا كوه عمود آن است...اسم اين كوه چهل مردان است و به دليل اقامت امام رضا و 40تن از اصحابش در پاي اين كوه نام اين كوه را چهل مردان ناميدند..اين كوه 80درجه شيب و با ارتفاع 900متر مي باشد اين روستا داراي درخت 2300ساله و جاذبه هاي طبيعي زيادي است در مورد آب اين روستا گفتنيست در هر 1متر مكعب آب يك قطره از آب بهشت وجود دارد..اين روستا سالانه با 100 جهانگرد خارجي يكي از پر بيننده ترين روستاهاي جهان است در مورد اين روستا يك كتاب وجود دارد كه نام آن (ديرين)است و در كتابخانه مركزي يزد موجود است..
بر گرفته شده از كتاب (ديرين)
ديگر ويژگي اين روستا زيارتگاه آن است كه در پاي اين كوه واقع است و اسم اين زيارتگاه نيز چهل مردان است و براي به ياد داشتن امام رضا(ع)اين زيارتگاه درست شده است ...
ويژگي ديگر اين روستا استخر هاي سه گوش براي آبياري است كه از اهرام مصر الگو برداري شده
داشتن درخت توت 1000ساله و توتهاي شيرين و واقعا خوش مزه يكي ديگر از مزيت اين روستا ميباشد ...
من به شما پيشنهاد ميكنم حتما به اين روستا سري بزنيد
روستايي خشك ولي با صفا و ديدني و داشتن ميوه هايي چون توت,سيب,گلابي,گردو,آلبالو
گيلاس,زردآلو,و......
آدرس دقيق اين روستا رو بعدا در سايت ميزارم
آدرس اين روستا
يزد -3راه طبس-70كيلومتر به سمت طبس-دست چپ جاده تابلوي اين روستا مشخصه
__________________
+
نوشته شده در دوشنبه 3 دی1386ساعت 11:30 قبل از ظهر  توسط مهدی
|
چقدر خنده داره ...
چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الاهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی 60 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!
چقدر خنده داره که 100 هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!
چقدر خنده داره که یه ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یه ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره!
چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمی یاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!
چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمان به وقت اضافه می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی که مراسم دعا و بحث ديني و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می کنیم و آزرده خاطر می شیم!
چقدر خنده داره که خوندن یه صفحه و یا بخش از قرآن سخته اما خوندن 100 صفحه از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه!
چقدر خنده داره که سعی میکنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزو کنیم اما به آخرین ردیف یک مکان مذهبی مثل مسجد تمایل داریم!
چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما برای بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تو آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!
چقدر خنده داره که شایعات روز نامه ها رو به راحتی باور می کنیم اما سخنان ائمه و قرآن رو به سختی باور می کنیم!
چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدن به بهشت برن!
چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنید به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته شود همه جا را فرا می گیرد اما وقتی که سخن و پیام الهی رو می شنوید دو برابر در مورد گفتن و یا نگفتن اون فکر می کنید!
خنده داره . اینطور نیست؟!
دارید می خندید؟
دارید فکر می کنید؟
این حرفارو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاس گذار باشید که او خدای اعلی و دوست داشتنی است.
آیا این خنده دار نیست که وقتی که می خواید این حرفارو به بقیه بزنید خیلی ها رو از لیست خودتون پاک می کنید بخاطر اینکه مطمئنید که اونها به هیچ چی اعتقاد ندارند؟!!!
خنده داره؟ ...... تاسف آوره.
+
نوشته شده در دوشنبه 3 دی1386ساعت 11:17 قبل از ظهر  توسط مهدی
|